کله پاچه

فرض کنید کسی بگوید "تهی می شوم از خالی" و شما چند علامت سوال بالای سرتان گیج و منگ به رقص درآید و در حالی که مست شده اید آرام و آهسته در درونتان آروغی بزنید و آن کس دوباره فکر کند بسی روشنفکر بزرگی است و بگوید "مرا پر کن از شراب نگاهت" و شما الکی الکی فکر کنی که کجای این ناطراز بی مقدار را می شود پر کرد و اصلا شراب نگاه چه رنگی است و چه بویی می دهد و ناخودآگاه یاد جورابهای نشسته تان می افتید و باز به این فکر کنید که روشنفکری آیا هیستریسیس دارد یا ندارد و این آقا مثلا اگر سوار یک فنر شده بود می شد او را به فضا پرتاب کرد یا نه و اصلا فضا چه صیغه ای است و مرتب به این فکر کنید "زندگی کردن ما مردن تدریجی بود" و باز به این فکر کنی که "لحظه ای را تلف کردیم که اندکی از درد جان کاه زندگی کردن رها شده باشیم" و باز از خود بپرسی "راستی رهایی چیست؟" و رها خانوم دختر همسایه بیرون بیاید و بگوید "ترک عزیز چیست نه، کیست" و تو باز به این فکر کنی "گمشده در ترجمه" و انگار که نه انگار "گمشده ما زبان نیست" و البته که کله پاچه است...

/ 3 نظر / 5 بازدید
یه خواننده از دوران نوستالژی

برای مطلبی که در مورد شریعتی نوشتی دو تا نکته رو باید به عرضتون برسونم: 1- اولا اینجا خانواده نشسته انیشتنم از این حرفای بی ناموسی بزنه نباید زرتی بنویسی اینجا لاقل استاری چیزی ... 2- شریعتی رو شاه علم کرد حسینیه ارشادم داد بهش که با کمونیسم مبارزه کنه از قضا شد بلای جون خودش. 3- در بیابان لنگه کفشم غنیمته! بابا این یارو اونقدرهام که بزرگش میکنن گنده نیست، فقط قشنگ حرف میزد تازه سخنرانی ها شم الگو گرفته از خارجیا بود/ مثل نسل اول مجریای تلویزیون و مفسرین فوتبالمون/ سینماگرامون/ خیلی از نویسنده های معاصر اون دوره و حتی حالا/ خیلی از سیاستمدارای اون زمان/ خیلی از تحصیل کرده های فرنگ..... لااله الا الله... یه صلوات بفرستین

abya

perfect

sepehri

tavalodetoon mobarak!!