بیداد

"به ما گفتند که بیشتر شما ثروتمند خواهید شد، اما در واقعیت ما فقیرتر شدیم. نفت برای ما هیچ سودی نداشت"

عالیم قاسیموف و فرغانا قاسیموا

+ روح اله فرج زاده ; ٤:٠٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٧/۱٦
    پيام هاي ديگران ()   

جدایی نادر از سیمین

با دیدن حرکات شهاب حسینی در فیلم جدایی نادر از سیمین نمی دانم چرا یاد محمد مایلی کهن می افتادم. مهمترین ویژگی برجسته این فیلم بازی باریگرانش بود. "جدایی نادر از سیمین" در کل شاهکار نبود و می توان گفت فیلم متوسط به بالایی است.

+ روح اله فرج زاده ; ٩:۱٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٧/۳
    پيام هاي ديگران ()   

او گدن یولاری اوت باسیب ایندی!

+ روح اله فرج زاده ; ۱۱:٢۳ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/٦/٤
    پيام هاي ديگران ()   

به یاد خسرو شکیبایی

سینمای ایران بدون یاد "خسرو شکیبایی" یعنی هیچ... سه سال از مرگ او گذشت...

+ روح اله فرج زاده ; ۱٠:۳٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٤/٢٧
    پيام هاي ديگران ()   

امید

Andy Dufresne: Forget that... there are places in this world that aren't made out of stone. That there's something inside... that they can't get to, that they can't touch. That's yours.
Red: What're you talking about?
Andy Dufresne: Hope.

Red: Let me tell you something my friend. Hope is a dangerous thing. Hope can drive a man insane.

+ روح اله فرج زاده ; ۱٠:٥٦ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۳/۳٠
    پيام هاي ديگران ()   

گوزل!

+ روح اله فرج زاده ; ۱٠:۳٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۳/٢٥
    پيام هاي ديگران ()   

ای سودالی یار - اسلام رضایف

+ روح اله فرج زاده ; ۳:۱۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٢/۳
    پيام هاي ديگران ()   

مونتی پایتون

قطعه نهایی فیلم زندگی برایان بر اساس زندگی مسیح ساخته گروه کمدی مونتی پایتون.

+ روح اله فرج زاده ; ۱:٤٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٥/٩
    پيام هاي ديگران ()   

.... (1)

بر اساس یک داستان واقعی

فید سفید " فونت سیاه: جهالت ریشه شادکامی است"

شب، خارجی

 - تصویر ماشینی که در خیابانی خلوت به سرعت در حال گذر است.

- تصویر راننده ماشین که به اطرافش نگاه می کند.

- تصویر پوسترهای تبلیغاتی یکی یکی در حال رد شدن (از نگاه راننده).

- همهمه... فریاد یا حسین میر حسین ... مرگ بر ضدولایت فقیه ...

- تصویر ماشین از عقب که به با سرعت به چراغ راهنمایی نزدیک می شود.

- سروصدا زیاد می شود. هیچ چیز مفهوم نیست... صداها تبدیل به مرافعه شده اند

- تصویر ماشین از عقب و چراغ که قرمز می شود. ماشین برای چراغ قرمز ترمز نمی کند.

- فید سیاه: صدای تصادف ماشین و ناله آدمها... صداها محو می شوند به زنگ موبایل

- هر گونه برداشت آزاد و غیرآزاد از این داستان منوط به اجازه کتبی از صاحب این وبلاگ می باشد.

+ روح اله فرج زاده ; ۱۱:٠٤ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٤/۳٠
    پيام هاي ديگران ()   

Idiots

Idiots are the people of the future (Lars von Trier). d

+ روح اله فرج زاده ; ۱۱:۱٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٤/٢٥
    پيام هاي ديگران ()   

بی پولی

- برای کسانی که سینمای تعلیق را دوست دارند دیدن فیلم "جزیره شاتر" ساخته مارتین اسکورسیزی را توصیه می کنم. یکی از بهترین فیلمهای این ژانر.

- می گویند در شهر کورها یک چشمی پادشاه است. البته که "بی پولی" در مقایسه با "هفت خط" فیلم بسیار خوبی است و صدالبته که "لیلا حاتمی" در مقایسه با "نیکی کریمی" بازی بسیار بهتری را ارایه می کند ولی با این حال بایستی به حال سینمایی که یکی از بهترین فیلمهایش (و حتی فیلمنامه هایش) فیلم بی پولی باشد، گریست. فیلم مثلا قرار است کمدی جدی باشد که به هیچ وجه موفق نیست. نه هجو است و نه طنز. قرار است هجو نباشد ولی به طنز هم نزدیک نمی شود. معلق است. شخصیتهایش یکهو می آیند و همانطوری که آمده اند می روند. نویسنده و کارگردان فیلم تازه ۵ دقیقه آخر فیلم یادشان می افتد که باید فیلم را تمام کنند و در یک اقدام متحیرالعقول عشق و پول و زندگی خوب و رفاقت و اعتماد و همه چیز را سه سوت نصیب زوج فیلم می کنند.

+ روح اله فرج زاده ; ۱٢:٤۳ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٤/٦
    پيام هاي ديگران ()   

قاصدک!

+ روح اله فرج زاده ; ۱٠:٥٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/۱٤
    پيام هاي ديگران ()   

گور پدر نعشگی بعد التماس

کیمیایی در مصاحبه ای گفته بود وقتی گوزنها را ساخت ساواک احضارش کرد و آنقدر کتکش زد که فشارش افتاد روی ۴!

+ روح اله فرج زاده ; ٩:۱٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱۱/۳٠
    پيام هاي ديگران ()   

داستان بدون نام (1)

١. صندلی چرخدار

تا آن روز در اتاقم آن همه روپوش سفید ندیده بودم. پرستارها، دستیاران، متخصص تن‌درمانی، متخصص کاردرمانی، روانشناس، متخصص اعصاب، انترنها و حتی رییس بخش- تمام بیمارستان برای این حادثه جمع شده بود. زمانی که وارد شدند با دیدن تختی که هل می‌دادند ابتدا فکر کردم که برای یک بیمار جدید جا باز می‌کنند. برای چند هفته در ِبرک بودم و هر روز به سواحل هوشیاری نزدیکتر می شدم، اما هنوز نمی‌توانستم ارتباطی بین صندلی چرخدار و خودم پیدا کنم.

هنوز کسی تصویر دقیقی از وضعیتم به من نداده بود، و من بر اساس علایمی که مشاهده کرده بودم تقریبا مطمئن بودم که به زودی توانایی حرکت و صحبت کردن را بازخواهم یافت.

در حقیقت ذهن سرگردان من با هزاران پروژه مشغول بود: داستان، سفر، بازی، و تولید کردن نوشابه میوه‌ای که خودم اختراعش کرده بودم (طرز تهیه آن را نپرسید چرا که فراموشش کرده‌ام). آنها بی‌درنگ لباس مرا پوشاندند. " کارتون رو خیلی خوب انجام دادید" متخصص اعصاب با لحنی احساساتی این جمله را گفت. فی الواقع برای من بسیار خوشایند خواهد بود اگر بتوانم روپوش زرد رنگ نایلونی خود را با یک پیراهن شطرنجی، شلوار کهنه و عرق‌گیر بی‌قواره عوض کنم، گرچه پوشیدن آنها کابوسی خواهد بود. یا اینکه به جایش دستکاری شدن این لباسها را تماشا کنم که دور اعضا و جوارح بی‌جان و سنگینی که برای من فقط منشا درد هستند پیچ و تاب بی‌پایانی خورده‌اند. 

((((این داستان ترجمه ای است آزاد از داستانی که در انتها نام واقعی اش را خواهم آورد. این کار نیاز به ویراستاری ادبی دارد. با این حال دوستان می توانند جمله های جایگزین خود را در بخش نظرات پیشنهاد دهند)))

+ روح اله فرج زاده ; ٤:۱۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۸/۱٦
    پيام هاي ديگران ()   

موسیقی نمی میرد

با خود گفتم چه بنویسیم برای مردی که همه می دانند خیلی بزرگ بود و این بزرگی را مدیون هنرش بود. از آن هنرهای جانسوز که فقط از ذهن و قریحه یک انسان درد کشیده و پردرد می تواند خلق شود. قطعه اول دود عودش را هر وقت که گوش می دهم محال است که قطره اشکی به درد نریزم. یا گنبد مینایش را که آنچنان تاثیرگذار است که محال است در خلق آن «درد» تاثیری نداشته باشد. نوا و گفتگوی عاشقانه سازها در پیش در آمد نوار نوا مرکب خوانی را شاید هزاران بار گوش داده ام. هر جا که رفته ام نوارش را به همراه داشته ام و به آن گوش داده ام... با خود فکر می کنم چه کسی می گوید که مشکاتیان دیگر میان ما نیست؟ مگر موسیقی و احساس می میرند؟

+ روح اله فرج زاده ; ٦:٥٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٧/۸
    پيام هاي ديگران ()   

شراب ناسازگار

تقدیم به استاد بنی

  شراب ناسازگارم، شراب ناسازگارم   چرا با من ساز نمیشه  

 نگار ناپایدارم، نگار ناپایدارم   چرا با من یار نمیشه  

 مه نو، چهره نو، اومده به تهرون   حالا بیا تا می خوریم  

 شراب ملک ری خوریم   حالا نخوریم کی خوریم  

 شراب ملک ری خوریم      

 شراب ناسازگارم، شراب ناسازگارم      

 چرا با من   چرا با من ساز نمیشه  

 نگار ناپایدارم، نگار ناپایدارم      

 چرا با من   چرا با من یار نمیشه  

 مه نو، چهره نو، اومده به تهرون   حالا بیا تا می خوریم  

 شراب ملک ری خوریم   حالا نخوریم کی خوریم  

 شراب ملک ری خوریم      

 حالا نخوریم کی خوریم

+ روح اله فرج زاده ; ۳:۱٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٧/٤
    پيام هاي ديگران ()   

کنترل موسیقی