بیداد

سعدیا حب وطن گرچه حدیثی است صحیح ...... نتوان مرد در اینجا که من اینجا زادم

تحریم = تامین منافع اقتصادی از ما بهتران

من تازگی ها به این نتیجه رسیده ام که منافع خیلی ها در تحریم ایران است. جنسی تحریم می شود. آقا یا خانومی آن بالای حکومت مجوز ورود آن را می گیرد و با دور زدن سیستمهای مختلف آن را وارد ایران می کند و به چندین برابر قیمت می فروشد و در آخر هم مدال خدمت به وطن می گیرد.

من صرفا به خاطر ایرانی بودنم (که بر خلاف خیلی ها هیچ افتخاری هم به آن نمی کنم) نمی توانم به دلیل تحریمهای موجود از طریق بانک پول به ایران بفرستم. نتیجه آن می شود که باید درصد قابل توجهی از پولم را به این دوبی نشین ها یا وابستگان حکومت بدهم که با سوء استفاده از موقعیت به دست آمده حساب بانکی در چین و مالزی و امارات باز کرده اند و پول ما را ابتدا به حسابهایشان در آن کشورها منتقل می کنند و از آن کشورهای "دوست" به ایران. نتیجه آن می شود که روزانه میلیونها و شاید میلیاردها تومان به جیب مبارک می زنند بدون اینکه حتی ذره ای زحمت کشیده باشند. من و تو تقاص تحریم را می دهیم و آقایان حالش را می برند. شما جای اینها بودید دنیا را با بمب اتمتان نمی ترساندید؟

+ روح اله فرج زاده ; ۱:٤٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٦/۳٠
    پيام هاي ديگران ()   

تو ای پری کجایی؟ قسمت بیست و دوم

اما تنها بودن همیشه هم بد نیست، مثل زمانی که نشسته ای و غرق در تفکری 

+ روح اله فرج زاده ; ٧:۱٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٦/٢٧
    پيام هاي ديگران ()   

دور از واقعه

دور می شوی از واقعه مثل دوربینی که از صحنه دور می شود. صحنه می شود تصویر و تصویر می شود عکس. عکس می شود خاطره و خاطره می رود و می نشیند ته مغزت به امید دلتنگی تو که رها شود دوباره از بند. همین خاطره بعدها می شود عکس و دوباره می شود تصویر. دریغ که تصویر خاطره هیچ وقت زنده نمی شود و تو باید بسازی با یادها و خاطره ها. اشک شود همدمت و به یاد آری عاشقانه های کودکی ات را که درکشان نکردی و چون درکشان نکردی به سرعت باد گذشتند و تو را پای دویدن و رسیدن نبود آخر. فکرش را بکن همه آنچه را می دیدی قدر ندانستی و حال در باغ وحش باید دنبال موش بدوی و به به و چه چه گفتنهای دیگران را ارج نهی که حیات وحش چه زیباست...

+ روح اله فرج زاده ; ۱٢:٢٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٦/٢٦
    پيام هاي ديگران ()   

جهالت یا عقاید از پیش تعیین شده

تا بحال، خواهی نخواهی، فکر می کردم یا بهتر است بگویم اعتقاد داشتم که «آگاهی و دانش ما نسبت به امور ناشی از جهالت و عدم آگاهی ما نسبت به امور دیگر است». به عبارت دیگر چون پاسخ خیلی از چیزها را نمی دانیم و چون فکر می کنیم که همه چیز را می دانیم و اگر هم نمی دانیم باید پاسخی برایش جور کنیم شروع به فلسفه بافی می کنیم. مثلا چون نحوه پیدایش زمین و انسان و حیات را نمی دانیم شروع می کنیم به خلق موجودی به نام خدا که همه چیز را در شش روز آفریده است و .... از طرفی چون نمی دانیم خدا واقعا وجود دارد یا نه شروع می کنیم به خلق نظریه های علمی برای آفرینش.... در قضاوتهای روزانه خود هم اینگونه هستیم. مثلا فرض کنید شخصی را می بینیم که سوار یک ماشین مدل بالا و شیک شده است... اولین و شاید تنها قضاوت ما درباره او ثروتمند بودن شخص است در حالیکه این شخص می تواند ماشین را دزدیده باشد یا قرض گرفته باشد و یا اینکه آن را با وام و قرض خریده باشد. ولی جهالت ما نسبت به نحوه پیدایش ماشین ما را وادار به یک واکنش از پیش تعیین شده (ثروتمند بودن شخص) می کند و این دقیقا همان چیزی که راننده آن ماشین مد نظر دارد. اینها را گفتم که رسیده باشم به این جمله از هانس روسلینگ که مرا این روزها آشفته کرده است: «مشکل اصلی انسان جهالت نیست بلکه عقاید و نظریات از پیش تعیین شده است». در پست بعدی این را بیشتر توضیح خواهم داد.

+ روح اله فرج زاده ; ۱۱:٢٥ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/٦/٢٤
    پيام هاي ديگران ()   

جمعه

گفت جمعه گفتم شنبه. گفت جمعه گفتم جمعه بوی خون می دهد. گفت جمعه گفتم سیاه گفت جمعه گفتم جمعه بالاتر از سیاهی است...

+ روح اله فرج زاده ; ۱٠:۳٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٦/٢٠
    پيام هاي ديگران ()   

چه باید کرد؟

دارند رسما می کشند و می درند آقای موسوی فعلا لطف کرده و فیلسوفانه پرسیده اند: حال چه باید کرد؟!

+ روح اله فرج زاده ; ٧:۱٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٦/۱٥
    پيام هاي ديگران ()   

اعدام آزمایشی

یک دو سه آزمایش می شود...

یک دو سه آزمایش می شود...

یکی گفت یک آن یکی گفت دو خودش گفت سه! چهارپایه را کنار کشیدند و آزمایشی اعدامش کردند.

+ روح اله فرج زاده ; ٦:٤۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٦/۱٤
    پيام هاي ديگران ()   

زبان آتش | محمدرضا شجریان، فریدون مشیری، مجید درخشانی

تو از آیین انسانی چه می دانی؟
اگر جان را خدا داده ست
چرا باید تو بستانی؟
چرا باید که با یک لحظه غفلت، این برادر را
به خاک و خون بغلتانی؟

گرفتم در همه احوال حق گویی و حق جویی
و حق با توست
ولی حق را -برادر جان-
به زور این زبان نافهم آتشبار
نباید جست...

اگر این بار شد وجدان خواب آلوده ات بیدار
تفنگت را زمین بگذار...

+ روح اله فرج زاده ; ۱۱:۳٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٦/۱٢
    پيام هاي ديگران ()   

اعتماد بنفس و خودشیفتگی

اعتماد بنفس یعنی من هم یکی از کسانی هستم که می تواند این کار را انجام دهد،

خودشیفتگی یعنی من تنها کسی هستم که می تواند این کار را انجام دهد.

ما ایرانی ها اکثرا خودشیفته هستم: هنر نزد ایرانیان است و بس، اصفهان نصف جهان (اگر تبریز نباشد)، باهوشترین ملت دنیا (در حالی که واقعیت این است که هوش متوسط ایرانی از هوش متوسط جهانی پایین تر است).

+ روح اله فرج زاده ; ۱۱:٢۱ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/٦/۱۱
    پيام هاي ديگران ()   

علوم انسانی و غیرانسانی

از آنجا که تدریس «علوم انسانی» در دانشگاهها باعث بی دینی می شود از این پس «علوم غیرانسانی» در دانشگاهها تدریس خواهد شد تا به حول و قوه الهی دانشگاهها همپای پایگاههای بسیج شوند. آیا فکر می کردید روزی در این مملکت اعمال بدون خشونت مذموم و خشونت مقدس شود؟ آیا فکر می کردید در عرض یکی دو سال از جنبش نرم افزاری به جنگ نرم برسیم؟ آیا تقبیح تدریس علوم انسانی در دانشگاهها شما را یاد متن اعتراف نوشتهای حجاریان نمی اندازد؟ چه تصادف جالبی!

+ روح اله فرج زاده ; ۱۱:۱٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/٦/٩
    پيام هاي ديگران ()   

یک کلام از دکتر کراستف

این را به خاطر بحث و کنکاش صورت گرفته (البته به صورت مرید و مرادی) بین خروش و بابای آیدا می نویسم:

دکتر رومن کراستف وسط یک بحث به من گفت: «٨٠ درصد مردم دنیا صلاحیت بچه دار شدن را ندارند (در واقع نمی دانند برای چه بچه دار می شوند) و متاسفانه ٨٠ درصد کسانی که بچه دار می شوند از این ٨٠ درصد هستند».

+ روح اله فرج زاده ; ۱۱:٥٩ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/٦/٦
    پيام هاي ديگران ()   

برای ثبت در تاریخ

این عکس در تاریخ می ماند تا شهادت دهد من و تو در چه زمانه ای می زیسته ایم... این اشکها در تاریخ ثبت می شود... ناتوانی حجاریان نشان ناتوانی ما هم هست... ما ترور شده ایم... ما علیلیم شوخی که نداریم، لال هستیم

+ روح اله فرج زاده ; ۱٠:٥٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٦/۳
    پيام هاي ديگران ()   

حالم از این دنیا به هم می خورد!

کثافت،‌ وقاحت، تعفن، لجنزار، آشغال، مزدور، نامرد، شعر بی قافیه، دروغ، نیرنگ، ریا، مرگ اخلاق، ایدئولوژی کثیف، کینه، بغض، اشک، امید، آزادی، پیروزی

+ روح اله فرج زاده ; ۱۱:٤٩ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/٦/۳
    پيام هاي ديگران ()