بیداد"به ما گفتند که بیشتر شما ثروتمند خواهید شد، اما در واقعیت ما فقیرتر شدیم. نفت برای ما هیچ سودی نداشت" |
||
تعداد روزهایی که در خارج از ایران آدم به ایرانی بودنش افتخار کند متاسفانه زیاد نیستند. یکی دو روز گذشته یکی از این معدود روزها بود و آن را هم مدیون اصغر فرهادی و فیلمش هستیم... پیامش که مردمان ایران صلح دوست هستند را میلیاردها نفر دیدند و شنیدند و ما ته دلمان خوشحال شدیم... این حس افتخار را دفعه آخر برای جایزه صلح نوبل شیرین عبادی داشتیم... امیدوارم روزی برسد که هر سالمان پر از این افتخارات باشد...
بند اول اعلامیه جهانی حقوق بشر
All human beings are born free and equal in dignity and rights.
آنقدرها که همه ما به حقوق بشر اهمیت می دهیم به "کرامت بشر" اهمیت نمی دهیم. کرامت انسانی با تحقیر نقض می شود، با دروغ نفض می شود، با بی اخلاقی نقض می شود... حقوق بشر اگر برای کسری از جمعیت نقض می شود، کرامت انسانی کل جمعیت نقض می شود...
در دنیای غرب رسمی است که نزدیک کریسمس یا سال نو کودکان لیستی از کادوهایی که می خواهند را به والدینشان می دهند تا والدین گرامی حداقل پول خود را دور نریخته باشند. معمولا این لیست اولویت بندی دارد و معمولا هم گزینه اول بسیاری از کودکان "اسباب بازی سال" (سخت افزاری یا نرم افزاری) است.
کاری که مغازه ها انجام می دهند این است: در ماه دسامبر این اسباب بازی را از مغازه بر می دارند و وانمود می کنند که به دلیل کثرت تقاضا در بازار کمبود وجود دارد. والدین بیچاره هم سراغ گزینه بعدی می روند ولی معمولا بچه ها به گزینه دوم به شرطی راضی می شوند که قول خریدن گزینه اول را در اولین فرصت بگیرند. مغازه ها هم ژانویه که می شود اسباب بازی سال را درست در ویترین خود جلوی چشم می گذارند و در نتیجه والدین گرامی مجبور می شوند آن را هم بخرند. صد رحمت به حاجی بازاری های خودمان ...
آلاسکا به طور مرتب بخشی از درآمدهای حاصله از نفتش را به ساکنان آنجا میپردازد (میتوان نام سود نفت را به آن داد). چنین راه حلی برای نفرین نفت جذاب به نظر میرسد. در یک کشور فقیر، این طرح میتواند راه حل خوبی برای انتقال پول از اغنیا به فقرا بدون به لرزه درآوردن حیطه سیاست ملی باشد. تقسیم ثروت به این گونه، مثلا چندهزار دلار در سال، به احیای تجارتهای کوچک و مصرفگرایی کمک میکند. همچنین با این روش میتوان به ایجاد نظام مالیاتی پرداخته و کشورهای زیادی را از خطر فقر نجات داد. بایستی به این نکته هم توجه داشت که شهروندان اغلب کشورهای فقیر حساب بانکی ندارند و در نتیجه این انتقال این پول خود میتواند منبع جدید فساد مالی باشد. برای این کار نهادهای خاصی لازم است؛ برای ایجاد این نهادها به نخبههایی نیاز است که متاسفانه خود منشا و سرچشمه مشکلات موجود هستند.
غمانگیز اینکه ، علیرغم نظرات و ایدههای خوب، قدرتمداران کشورهای نفتی تمایلی به از دست دادن ثروت و قدرتی که در اختیار دارند نشان نمیدهند. در واقع آنها دهههای متمادی بر سر قدرت میمانند و با گذشت هر سال، افزایش فساد و رانتخواری باعث قدرتمندتر شدن چرخه وابستگی میشود. عجب آنکه، برخی نیز طرفدار بر قدرت ماندن نخبگان این کشورها هستند (البته اگر بشود اصطلاح نخبه را درباره آنان به کار برد). علت هم این است که با بر سر قدرت ماندن این افراد پایداری موجود در این کشورها به تامین نفت کشورهای دیگر کمک میکند.
با این وجود در آینده نه چندان دور نفت به پایان خواهد رسید. با پایان نفت، پایداری هم وجود نخواهد داشت. کشورهایی که تکثرگرایی را تجربه کردهاند باز هم پیشرفت خواهند کرد. آنهایی که این کار را نکردهاند از نظر سیاسی و اقتصادی فرو خواهند پاشید.
در عین حال، نفرین نفت همچنان آنگونه که بود باقی میماند، درست مثل یک نفرین!
دوستان این قسمت آخر بود... امیدوارم خسته نشده باشید!
ملکه بر روی صفحه تلویزیون ظاهر می شود تا پیام کریسمس خود را بیان کند. کل پیامش را در 5 دقیقه تمام می کند. سال را هم نامگذاری نمی کند، کسی را تهدید نمی کند... از مردمش می خواهد به خاطر مشکلات اقتصادی حوزه اروپا صرفه جویی کنند، به میزانی که نیاز دارند خرید کنند، از آنها می خواهد زمین را برای آیندگان نگه دارند، می گوید باید احترام به محیط زیست را به بچه هامان در مدارس بیاموزیم...
تفاوت را می بینید؟
چندی است که وقتی شروع به دیدن فیلم های ایرانی می کنم بعد از 10 دقیقه نمی توانم ادامه دهم. مهمترین مشکلی که من با فیلم های ایرانی دارم رنگ و لعاب عارفانه ای است که به مسایل روزمره می دهند. در خیلی از این فیلم ها و سریال ها دیالوگ دختر و پسر از دیالوگ شمس و مولانا عارفانه تر است. مسخره ام نکنید ولی به گمانم ریشه بسیاری از بحران های اجتماعی و طلاق ها همین فیلم ها و سریال ها هستند که واقعیت را به گونه دیگری جلوه می دهند.
امروز سر کلاس درس اقتصاد نفت بحث قراردادهای نفتی بود و اصولا اینکه چگونه شرکت های نفتی بین المللی سودهای کلان به جیب می زنند. از تخفیف های مالیاتی گرفته تا هزاران تخفیف دیگر... به بحث قرارداد بیع متقابل که رسید معلم مربوطه با لحن تحقیرآمیزی گفت که این قرارداد فقط با کشورهایی مثل ایران ممکن است. به بحث مزایده های نفتی هم که رسید دقیقا این جمله را راجع به ایران گفت: اگر وزارت نفت ایران یک آدم با سواد اقتصادی داشت هرگز مزایده های اینچنینی برگزار نمی کرد".
به نظرم حالا که برای همه چیز کمیته تشکیل می شود باید کمیته ای هم تشکیل شود که مفاد تمام قراردادهای نفتی ایران را زیر و رو کرده و آن را با نمونه های مشابه دیگر مقایسه کند تا همه (و از جمله من) بفهمیم که این قراردادها به نفع چه کس یا کسانی بوده است...
امروز سخنران با اشاره به کشور قطر به عنوان یکی از بهشت های سرمایه گذاری خارجی به میادین گازی پارس که بین ایران و قطر مشترک است هم اشاره کرد. گفت که توافق ایران و قطر بر این است که هر کشوری هر چقدر توانست می تواند از این میادین گاز استخراج کند و به همین دلیل هم قطر سرمایه گذاری عظیمی با مشارکت بزرگترین شرکت های نفتی دنیا در این میادین انجام داده است. گفت قرار است تا سال 2016 بزرگترین پالایشگاه جی. ال. تی (گاز به مایع) دنیا در قطر افتتاح شود.
به میمنت سیاست های دولتی که داریم ایران از نظر سرمایه گذاری به یکی از ناامن ترین کشورهای دنیا از نظر بازگشت سرمایه تبدیل شده است و هیچ کشوری و یا شرکتی (حتی اگر تحریم را نادیده بگیرد) نمی خواهد در ایران سرمایه گذاری کند. نتیجه هم آن شده است که کشورهایی مثل قطر و عراق با سو استفاده از این امر اقدام به برداشت یک طرفه ( و لزوما نه خلاف عرف و قانون) کرده اند.
یکی به دولت ایران بگوید آقا جان انرزی هسته ای پیشکش عمه تان، فکری به حال این میادین مشترک کنید... آقا جان سرمایه گذاری های دیگر را ول کنید بچسبید به این میادین مشترک که اگر دیگر بجنبید دیگر مشترک نخواهد بود... به نسل آینده خیانت نکنید... به خدا ما به همین انرزی "فسیلی" قانعیم!
آن سوی تکثرگرایی
پیشرفتهای دوبی، مکزیک و اندونزی همگی دال بر معالجهپذیری نفرین نفت دارند. متاسفانه، نفرین نفت فقط یک موضوع داخلی نیست. تکثرگرایی اقتصادی یک کشور گرچه نیازمند اراده و تصمیم داخلی است ولی محتاج همکاریهای خارجی هم میباشد. نفوذ و اثرگذاری شرکتهای چندملیتی نظیر شل و بیپی، یا مشتریهای صنعتی نظیر آمریکا و ستارههای نوظهوری نظیر چین نقش تعیینکنندهای در توسعه اقتصاد داخلی کشورهای نفتی بازی میکنند.
آمریکا به عنوان بزرگترین مصرفکننده نفت دنیا، در میان خون و پول، بخش عمدهای از منابع نفتی خود را در دهههای گذشته به مصرف خود یا متحدانش رسانده است. در طول این فرآیند، آمریکا با فروش اسلحه یا کمکهای مالی، به تاسیس و یا تثبیت حکومتهای خودکامه و نظامی کردن آنها کمک کرده است58. علیرغم نابرابریهای آشکار، آمریکا در حال حاضر سرمایهگذاریهای سنگینی بر نفت آفریقا انجام میدهد. چین نیز، به دنبال تامین منافع خویش، میدانهای نفتی متعددی را در آسیا، آفریقا، خاور میانه، و آمریکای لاتین به تملک خویش درآورده است. در مناقشه سودان و دارفور چین نقش مهمی بازی میکند و در جلسات شورای امنیت تصمیمات احتمالی آن را تهدید به وتو میکند59. در مورد ایران هم این مساله صادق است. به مساله منافع ملی، جوامع مالی دنیا را هم اضافه کنید که سرمایهگذاری در صنایع استخراجی و اکتشافی را تجارتی پرسود برای خود میدانند. به این ترتیب جوامع بینالمللی به طولانی شدن نفرین نفت کمک میکنند.
تلاشهای اخیر برای ارتقای شفافیت و طرحهای ابتکاریِ ضدفساد نظیر جنبش "آنچه میپردازی را منتشر کن" و غیره هنوز راه زیادی برای تاثیرگذاری در فسادهای مربوط به نفت دارند. برنامههای دیگری برای ذخیرهسازی سرمایه (برای روزهای سخت) نیز از نروژ تا چاد و ونزوئلا و ایران فعال هستند. با این وجود همه اینها به یکباره توسط دولتهای مربوطه برداشته شده و در راههای دیگر خرج میشود. به اعتقاد بردسال، دولت ونزوئلا در طول چند سال گذشته شش بار نحوه استفاده از منابع مالی نفتی را تغییر داده است. هدف از ایجاد صندوقهای نفتی حفظ پول منابع رو به پایان طبیعی برای نسلهای آینده است. متاسفانه، این مقدار این پول بیشتر از آنی است که دولتها بتوانند در مقابل وسوسه خرج آن مقاومت کنند.